واست بی تابم و بی خوابم و می دونی دلتنگم واست میمیرم و درگیرم و با دنیا در جنگم منو تنها نذار از روزگار با این که دل خستم واست دیوونم و میمونم و تا آخرش هستم داره می باره بارون و تو نیستی شده این خونه زندون و تو نیستی چه قدر حس بدیه حس تنهایی دارم می شکنم آسون و تو نیستی دارم از بین می رم توی این دلتنگی داره دل می گیره بی تو از بی رنگی دارم از بین می رم توی این خاموشی کاش می شد می بردی منو با آغوشی نمیشه با نبودت ساده سر کرد نمیشه سالم از این غم گذر کرد از اینجایی که من هستم تموم شهر معلومه کنارم خیلیا هستن دلم پیش تو آرومه به من بد بین نشو هرگز بگو چی بوده تقصیرم به جز آرامش و حسی که از صدات می گیرم بد بین شدی چرا باور نمی کنی تنهایی منو کمتر نمی کنی طوفان نشو منو یک قاصدک نکن من عاشق توام یک لحظه شک نکن اگه دلتنگ باشی تو مثل بارون شروع میشم که با هر قطره ی اشکت منم که زیر و رو می شم همیشه ساده رنجیدی همیشه سخت بخشیدی تو رو می بخشم این لحظه شاید بازم منو دیدی سکوت و انتظار و بغض و بارون نه عطری نه نگاهی نه یه لبخند چه طور عادت کنم به دوری از تو مگه می شه که از عشق تو دل کرد نگو تقدیره برگرد دلت می گیره برگرد وجود عاشق من واست می میره برگرد بغل کن اضطراب لحظه هامو بغل کن بی تو آرامش ندارم نمی دونی چه ترسی داره دوریت نمی دونی چه سخته روزگارم من از بس که دلم تنگه بریدم یه عالم درد سنگینه تو سینم من اینجا تا دلت بخواد تنهام من اینجا تا دلت بخواد غمگینم من و تو هستیم و بینمان فاصله زودتر نمیگذرد این ثانیه های بی حوصله همچنان باید بی قرار باشیم ، تا کی باید خیره به عکسهای هم باشیم! بیش از این انتظار مرا میسوزاند، دلخوشی فرداست که تمام حسرتها و غمها را بر دلم میپوشاند تو در این فاصله میسوزی و من از سوختنت خاکستر میشوم ، تو اشک میریزی و من در اشکهایت غرق میشوم ، تو نمی تابی و من در تاریکی محو میشوم ، تو از انتظار خسته ای و من به انتظار آمدنت دست به دعا میشوم! انگار عقربه های ساعت هم از انتظار خسته اند ، نشسته اند و حرکت نمیکنند چرا نمیگذرد ، تا برسد آن روز در خواب میبینم تو را ،ستاره ها که می آیند ، نمیدانم، میدانند حال من و تو را روزها شبیه هم است ، امشب نیز مثل دیشب است ، امروز خیره به ساعت بودم ، دیروز با ثانیه ها هماهنگ بودم دیشب خواب دیدم سرم بر روی شانه هایت است ، امروز در فکر خواب دیشب بودم به انتظارت مینشینم ، انتظار هم پایان نیابد ، میروم به سوی پایانش ، تا نزدیک شوم به تو ، در کنارت خیره شوم به چشمانت تا بگویم خیلی دوستت دارم کنارم هستی و اما دلم تنگ میشه هر لحظه چشمانم را می بندم و تو را در کنار خود می بینم. نمیدانم این چه نیروئی ست 


![]()
بهش زنگ بزنه بگه هنوز تو فکرشم،بگه هنوز مثل قدیم، ناز نگاشو میکشم
یکی بهش زنگ بزنه بگه که میمیرم براش،بگه هـنــوزم عاشـقم، عاشق اون طعم لباش
بهش بگید اگه یه روز نبینمش دق میکنم،دلـو براش قربونی با دلیل و منطق میکنم
بهش بگید اگه بخواد همیشه عاشق میمونم،تمام شعرامو براش با اشک و حقحق میخونم
یکی بهش زنگ بزنه بگه هنوز تو فکرشم،بگه هنوز مثل قدیم، ناز نگاشو میکشم
من بی اون تمومه کارم،
آخه مثل اونو از کجا بیارم
بهش بگید اگه بخواد دنیارو آتیش میزنم،اونی که عاشق دو تا چشای پاکش، منم
بهش بگید که همه چیز بهم میریزه وقتی نیست،اگه نباشه حتی مردن دیگه کار سختی نیست
من بی اون تمومه کارم، آخه مثل اونو از کجا بیارم
![]()

خودت میدونی عادت نیست فقط دوست داشتنه محظه
کنارم هستی و بازم بهونه هامو میگیرم
میگم وای چقدر سرده میام دستاتو میگیرم
یه وقت تنها نری جایی که از تنهایی میمیرم
از اینجا تا دمه در هم بری دلشوره میگیرم
فقط تو فکر این عشقم تو فکر بودنه با هم
محاله پیشه من باشی برم سر گرم کاری شم
میدونم که یه وقتایی دلت میگیره از کارم
روزهایی که حواسم نیست میگم خیلی دوستت دارم
تو هم مثل منی انگار از این دلتنگی ها داری
تو هم از بس منو میخوای یه جورایی خود ازاری
یه جورایی خود ازاری
کنارم هستی انگار همین نزدیکیاست دریا
مگه موهاتو وا کردی که موجش اومده اینجا
قشنگه ردپای عشق بیا بی چتر زیر برف
اگه حاله منو داری میفهمی یعنی چی این حرف
میدونم که یه وقتایی دلت میگیره از کارم
روزهایی که حواسم نیست میگم خیلی دوستت دارم
تو هم مثل منی انگار از این دلتنگی ها داری
تو هم از بس منو میخوای یه جورایی خود ازاری
یه جورایی خود ازاری ![]()
که مرا به سوی تو می کشاند !
هروقت که تنهایی ها به سراغم می آید یاد توست که مرا از آن جدا می کند،
یاد توست که مرا شاد نگه می دارد با یا توست که من زنده ام. یاد تو به من
امید می دهد،امید به زندگی.
مونس شب های بی قراری ام دوستت دارم
![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |



